علامه مصباح یزدی (مد ظله العالی) را بیشتر بشناسیم..
بزودی در وبلاگ





معرفی کتاب و طراحی سوالات .مربوط به گروه یالثارات الحسین
کد مطالب را افراد گروه دریافت میکنند.
سپاه نيوز: سردار ظریف منش از امضای تفاهم نامه همکاری دانشگاه جامع امام حسین (ع) و موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) خبر داد.
به گزارش خبرنگار سپاه نیوز؛ سردار سرتیپ پاسدار دکتر حسین ظریف منش فرمانده دانشگاه جامع امام حسین (ع) با اعلام این خبر افزود: این تفاهم نامه به منظور توسعه فعالیتهای علمی در زمینه ایجاد تحول در علوم انسانی برپایه همکاری متقابل و هدفمند مراکز دانشگاهی و حوزوی امضا شد.
وی با اشاره به مفاد این تفاهم نامه اظهار داشت: پس از تشکیل کارگروههای مشترک تحول در علوم انسانی، دو طرف در خصوص مبادله اساتید، راهنمایی و مشاوره پایان نامه های تحصیلی، طراحی دوره ها، تدوین سرفصلهای آموزشی و انجام پروژه های مشترک مطالعاتی و پژوهشی به همکاری خواهند پرداخت.
دکتر ظریف منش برگزاری نشست و همایشهای علمی مشترک را از دیگر برنامه های این دو مرکز خواند و تصریح کرد:به همین منظور اولین نشست مشترک کارگروههای علمی تدوین مبانی و اصول گروههای مدیریت و علوم سیاسی با حضور اعضای هیات علمی دانشگاه جامع امام حسین (ع) و موسسه پژوهشی امام خمینی (ره) برگزار و در آن بر ضرورت همکاری مشترک اساتید حوزه و دانشگاه که مورد توجه مقام معظم رهبری (مدظله العالی) نیز می باشد تاکید شد.
فرمانده دانشگاه جامع امام حسین(ع) در پایان با اشاره به رسالت و ماموریت خطیر سپاه در پاسداری از انقلاب اسلامی با موجودیتی زنده و نوشونده ابراز امیدواری کرد:این دانشگاه بتواند با یاری گرفتن و اتکا به حوزه های علمیه به منظور مرتفع کردن نیازها و ماموریت های خود در ایجاد تحول علوم انسانی سرعت ببخشد.
قبل ازسخن گفتن در مورد امام خمینی ره با معرفی کتاب به روشی شاید غیر معمول ، می خواستم شبه جریان شناسی ای ! در مورد عملکرد و رفتار و گفتار آقایان مدعی خط امام و مدعیان منسوب به امام یا منصوب از امام بنویسم ولی منصرف شدم.چرا که اولآ حجم مطالب زیاد از حد می شد و خلاصه نویسی از آن نیز شاید حق مطلب را ادا نمیکرد ، و دومآ زیاد از این جور مطالب و مباحث شنیده و دیده ایم ولی با مظلوم نمایی ها و خلط مباحث ها از طرف مدعیان ، امام را نشناختیم.
آیاامامی که زندگی خود را سر تا پا وقف بندگی خداوند نمود،وآن بزرگترین استاد فقه و فلسفه و عرفان را و آن امام سر الصلاه ، امام ولایت فقیه ، امام باده عشق ،امام اخلاق ، امام سیاست علوی و...را به درستی شناختیم؟؟
ابعاد مختلف شخصیتی امام ره را در نظر بگیرید :بعد علمی امام -بعد عرفانی و اخلاقی امام - بعد سیاسی و اجتماعی امام - بعد مدیریتی و رهبری ایشان
امام در همه ی این ها در نوک قله است.(جامعیت امام در علوم فقه ،اصول فقه و فلسفه و عرفان اسلامی کم نظیر است.(وانگهی در یک علم - فرض کنید درعلم فقه - چنان ممتاز بود که آرای مستقل و نظریه های عمیقی داشت.افزون بر تسلط بر فقه آن را چنان درک و اجرا کرد که توانست درد جامعه را درمان کند و به نیاز های اجتماعی پاسخ گوید بدون آنکه ذره ای از اصالت فقه کاسته شود.امام یکی از این نوابغ و نوادر دوران است.علوم اسلامی را بخوبی فرا گرفت و با تدریس و تعلم و تالیف ، آن علوم را هم ثبت و ضبط کرد و هم به شاگردانش تعلیم داد.افزون بر این ها امام
از بعد عرفانی و اخلاقی، : از این منظر که دریایی است بیکران هر چه بگوییم کم است. کتاب مورد نظر اشاراتی چند دقیق به بعضی از آنها میکند.امامی عارف و متواضع .مرد میدان جهاد اکبر و پیروز این میدان.امام ذکر و راز و نیاز و امام نماز حتی در آخرین لحضات عمر شان.امام عارفی که در برابر حوادث سیاسی و اجتماعی بی تفاوت نبود .(مسآله انجمن ایالتی و ولایتی ، لوایح شش گانه ، کاپیتولاسیون ، 15 خردادها و...)امامی که در برابر ضد ارزشها و هتک حرمتها به اسلام و احکام اسلامی سر سوزنی ترس و تعارف نداشت.این شدت عمل امام برای دفاع از اسلام و احکام اسلامی تا آخر عمر شریفشان دیده میشود.زمانی که نظام اسلامی را بنیان نهادند، تا اخر عمر نیز اشدا علی الکفار و رحما بینهم بودند .باید برویم سخنان ،اعلامیه ها ،صحیفه وعملکرد و رفتار امام رادر طول زندگانی ایشان بررسی کنیم.نظرات امام خمینی در مورد فلسطین و مسئله اسراییل جنایتکار از همان اوایل نهضت ،دقت و مبارزات و مجالس درس و بحث امام قبل انقلاب و بعد آن در مورد ولایت فقیه و حکومت اسلامی و احکام اسلام.وهزاران مورد دیگر جای بس تفکر و کنکاش دارد.
انسان منصف باتقوایی که دچار مرض قلب نیست و به شهوات دنیایی(مال و ثروت و فرزند و..)گرفتار نشده است بعد برسی ای کوتاه اما دقیق امام را میشناسد و در برابر دروغگویان مدعی راه امام بصیرت نشان میدهد و راه واقعی امام که همان راه اسلام ناب است را ،در پیش میگیرد.امام با هیچ کس عقد اخوت نبستند و برای اسلام و دین و عزت و اقتدار حکومت اسلامی با هیچ کس معامله نکردند و در برابر روشنفکر نمایی های دروغین محکم ایستادند. اگر اسلام و احکام اسلامی مطرح باشد امام دوست و نوه وحاصل عمر نیز نمیشناسد(در تاریخ دیدیم).امام آن احیاگر ابعاد فراموش شده ی اسلام این گونه بود.
کتاب سیری در ساحل (بینش و منش امام خمینی ره ) که اثری است از سخنرانی های علامه مصباح یزدی امام را به درستی به ما معرفی میکندبدون هیچ حب و بغضی ناعادلانه.به نظر بنده کتابی است کم نظیر که مطالب را تاحد مورد نیاز میشکافد وآنجا که نیاز به سند و مدرک ومثال است ان را بیان میکند.
یکی از زیبایی های این کتاب بررسی زندگانی امام از زاویه ای جدید و دقیق تر است.کتابی 5 فصلی که بعد از بررسی موضوعاتی مهم و پاسخ های استدلالی در باره بزرگمردان و امام و..تحت عنوان کلیات ،ابعاد شخصیتی و آرای تربیتی امام را مورد بررسی قرار میدهد. و بعد استراتژی امام و راهبرد ایشان در مسایل ارزشی رابا ذکر نمونه هایی این گونه تقسیم بندی میکند :
1-راهبرد قرآنی
2-راهبرد ابراهیمی
3-راهبرد علوی
نمونه هایی از برخورد امام در دفاع از ارزشها :
1-امام و حکم منکران قصاص (جبهه ملی و..)
2-امام و موضع ایشان پیرو یک مصاحبه در صداسیما و مو ضوع فیلم اوشین
3-امام و جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر
4-حکم سلمان رشدی ملعون
کتاب در فصل آخر اهداف و آرمان های امام را که همان اهداف و آرمانهای اسلام است ، این چنین بر میشمارد :
1-تشکیل حکومت اسلامی
2-حمایت از محرومان و قشر آسیب پذیر
3-حفظ وحدت میان اقشار جامعه ایران
4-ایجاد روح همبستگی و اتحاد میان مسلمانان جهان
5-تحقیر و تضعیف استعمار گران و جهان خواران
6-کندن غده ی سرطانی (اسراییل)از قلب جهان اسلام
7-مبارزه با طاغوت هایی که به نام اسلام ، حکومت میکنند.
8-هدایت انسان به جایگاه اصلی و گمشده ی واقعی اش (قرب الهی)
9-آشنایی جوامع جهانی با معارف اصلی شیعه (هدف فرا کشوری )
رحمت خاص رحمان ، نثار جان پاکش باد.
کتاب سیری در ساحل علامه مصباح یزدی انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره
(
خوشا مصباح و وضع کم مثالش خداوندا نگهدار از زوالش
یا فاطمه ان الله اصطفاک و طهرک و اصطفاک
علی النسا العالمین
ای فاطمه خداوند تورا برگزیده و از تمام پلیدی ها پاک نموده و بر زنان
عالمین برتری داده است.

امام خامنه ای : { در زندگی معمولی این بزرگوار ، یک نکته مهم است و
آن جمع بین زندگی یک زن مسلمان در رفتارش با شوهر و فرزندان و انجام
وظایفش در خانه از یک طرف ، و بین وظایف یک انسان مجاهدٍ غیورٍ
خستگی ناپذیر در برخوردش با حوادث سیاسی مهم بعد رحلت رسول اکرم
ص که به مسجد می آید و سخنرانی و موضع گیری و دفاع می کند و حرف
میزند؛ و یک جهادگر به تمام معنا و خستگی ناپذیر و محنت پذیر و سختی
تحمل کن است ؛ از طرف دیگر .
از جهت سوم یک عبادتگر و بپادارنده ی نماز در شب های تار و قیام کننده
ی لله و خاضع و خاشع برای پروردگار است و در محراب عبادت ، این زن
جوان مانند اولیای کهن الهی ، با خدا راز و نیاز و عبادت میکند.این 3 بعد را با
هم جمع کردن ، نقطه درخشان زندگی فاطمه زهرا س است. آن حضرت ،
این 3 جهت را از هم جدا نکرد}
اسفند 90 یکی از دوستان در مورد مطالعه دقیق کتاب انسان 250 ساله به من توصیه کرده بود و وقتی محتوای کتاب را مقداری برایم شرح داد خیلی مشتاق شده بودم که کتاب را پیدا کنم و بخوانم و سر انجام اواخر سال 90 این کتاب را تهیه کردم و در ایام نوروز آن را خواندم.
کتاب انسان 250 ساله شامل بیانات امام خامنه ای در مورد زندگانی ایمه ع است . انتشارات صهبا بیانات اقا را در سالهای مختلف (از دهه 60و حتی 50 تا 80 )و از کتاب پیشوای صادق ونشریه پاسداراسلام جمع آوری کرده و موضوعات مرتبط را در کنار هم چیده است و حاصل ان کتابی بسیار مفید و دقیق و البته جدیدی در مورد زندگانی ائمه شده است.
قبل از این کتاب ٰ کتاب پیشوای صادق امام خامنه ای را خوانده بودم که کتابی بس زیبا است . در پیشوای صادق برای اولین بار دیدم که بسیاری از احادیث و حرکات و اتفاقات دوران زندگی امامان (در این کتاب بخصوص امام صادق ع و امام باقر ع ) دقیق و حساب شده و تشکیلاتی است یعنی یک تشکیلات عظیم و حساب شده ای وجود دارد در زندگانی ائمه ع تا حکومت توحید و حق حاکم شود و از صلح امام حسن ع بگیرید تا قیام حسین ع و دعا و زندانی شدن ایمه همه در این راستا و با این روش بوده است در صفحه 46 کتاب پیشوای صادق یکی از زیبا ترین حرکات زندگانی ایمه ع توسط امام باقر ع برای تشکیل حکومت حق برای من اشکار شد.حرکتی که نهضت را با بزرگترین شبکه تبلیغاتی جهانی آن روز گسترش می داد .این تنها یک نمونه است که در کتاب انسان 250 ساله با نمونه های مختلف در زندگانی تک تک ایمه آشنا شدم. .
کتاب (انسان 250 ) ساله 17 فصل دارد.مطمینآ اگر مقداری از سر فصل های اصلی یک فصل را بگویم مشتاق خواندن کتاب می شوید و حتی بر خود خواندن و پیگیری بیشتر زندگی ائمه از دیدگاه و زاویه دید امام خامنه ای را واجب میدانید.
فصل اول : در مورد پیامبر اکرم ص است.زندگی سراسر درس این عبد صالح و رحمه للعالمین .وضع فکری و فرهنگی و...مکه و اطراف آن و حتی ایران و روم و سختی هایی که پیامبر و عده ی کمی از مومنین د ر آن زمان متحمل شدند را بررسی کنید . در این وضع و شرایط پیامبر شروع کرد به تشکیل نظام اسلامی سختی های مکه تا هجرت رسول خدا به مدینه. .پیامبر نظام اسلامی را در مدینه تشکیل داد و از مکه به مدینه رفت تا این نمونه ای جهانی باشد . حکومتی الهی تا به عنوان الگو برای عالمیان بماند. در آن شرایط نظام اسلامی را که 7 شاخص اصلی دارد برپا کرد از معنویت و ایمان تا برادری و آگاهی و عزت و... همه و همه .داستان ورود پیامبر به مدینه و حتی نشستن شتر پیامبر در یثرب دیروز همه درس است. حال پیامبر نظام خود را تشکیل داد و بنا کرد میان مردم برادری و وحدت ایجاد کرد نظام را شالوده ریزی کرد بعد آن باید از این نظام در برابر دشمنانش و کسانی که پایه های نظام را به هر نحو و شکلی تهدید میکنند حفظ و حراست کرد . دشمنان که بودند ؟؟؟؟
در کتاب است : 5 دشمن اصلی بود :1- دشمن کم اهمیت تری به عنوان قبایل نیمه وحشی اطراف مدینه
2-اشراف و ثروتمندان و مشرکان و کفار مکه
3-دشمنانی شاید گفت با فرهنگ تر از دو دشمن قبلی و سازمان یافته تر یعنی یهودیان
4-منافقین
5-خطر ناکتر از همه و آن هوای نفس درون هر فرد
واقعآ زیبا تقسیم بندی شده .حال پیامبر چه کردند ؟ در برابر هر یک حرکتی انجام دادند متناسب با هر کدام . واقعآ این بخش زیبا است.مثلآ بایکی مدارا و بایکی جنگ و
حاصل اینها شد مثلآ سریه ها ی مختلف یا بدر و احد و خندق و مسجد ضرار و تزکیه نفس و دستورات اخلاقی نماز و روزه و مسایل اعتقادی.
(در کتاب به هر یک اشاره های کوتاهی میشود که واقعآ زیباست کتاب تاریخ اسلام از آیت الله سبحانی هم میتواند به ما برای فهمیدن و دانستن بهتر قضایا کمک کند )
بعد این ها پیامبر باید نظام خود را تثبیت کند. نظامی که حالا مقتدر و عظیم پیش میرود باید تثبیت شود اینجاست که ماجرای غدیر پیش می آید حادثه غدیر . در کتاب آنقدر زیبا این حادثه را از 2 بعد (بعد مخصوص تشیع و بعد دیگر برای تمام مسلمین )مورد توجه قرار میدهد که چشیدن آن را برای جان و فکر و روحتان به خودتان (با مطالعه کتاب ) واگذار میکنم.
فصل اول با بررسی اجمالی ولی مفید و دقیق غدیر و جانشینی پیامبر تمام میشود ولی شما آنقدر تشنه فهمیدن میشود که شروع به خواندن فصل بعد میکنید .....
فصل دوم :امامت
فصل سوم :امام علی ع
فصل چهارم:حضرت فاطمه س
فصل پنجم :امام حسن ع
فصل ششم:امام حسن ع
فصل هفتم :زینب کبری و دروران اسارت امام سجاد
فصل هشتم: شرایط جامعه بعد عاشورا
فصل نهم :امام سجاد ع
فصل دهم :امام باقر ع
فصل یلزدهم :زوال بنی امیه و اغاز امامت امام صادق
فصل دوازدهم :امام صادق ع
فصل سیز دهم:تشکیلات پنهان
فصل چهاردهم :امام کاظم ع
فصل پانزدهم "امام رضا ع
فصل شانزدهم :امام جواد ع امام هادی ع و امام حسن عسکری ع
فصل هفدهم :غایت حرکت انسان 250 ساله
علت نامگذاری کتاب هم خودتان در مقدمه پر مغض کتاب میفهمید .
مطلب بعدی پست های بعدی انشا الله
نا امید میشود .و یک وقت متوجه می شود که دوان دوان بر ضد مطلوب خود
می رفته است
الحمد لله رب العالمین، و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبیّنا محمد و علی آله الطاهرین، و صحبه المنتجبین، و من تبعهم بإحسان إلی یوم الدین.
يا أبناء أمتنا الإسلامية في كل مكان
السلام عليكم جميعاً ورحمة الله
أغتنم فرصة شهر ربيع الأول ، واقتراب أسبوع المولد النبوي، والذكرى الأولى لربيع الصحوة الإسلامية، ونهضة إخوتنا العرب رجالاً ونساءً من مصر وتونس وليبيا حتى البحرين واليمن وبعض البقاع الإسلامية الأخری، لأتقدم باسم الشعب الإيراني وجميع المسلمين في العالم بأحرّ التهاني وأطيب التبريك.
مرّ عام مفعم بالحوادث، فلأول مرّة في تونس ومصر روعيت حرمة رأي الشعب، وأدلت الجماهير بصوتها للتيار الإسلامي. وسيكون الأمر في ليبيا على هذا النحو أيضاً. وهذا التوجه الإسلامي المتصف برفض الصهيونية والدكتاتورية، وبطلب الاستقلال والحرية والتقدم تحت راية القرآن، سيكون المسير الحتمي والإرادة الحاسمة لجميع الشعوب الإسلامية. هذه الموجة التي فتحت صفحة جديدة في تاريخ إيران الإسلام أیضاً قبل ثلاثة عقود في مثل هذه الأيام (الثاني والعشرين من شهر بهمن المصادف للحادي عشر من شباط) وأنزلت أول ضربة بجبهة أمريكا والناتو والصهيونية، وأطاحت بأكبر دكتاتور علماني عميل في المنطقة.. أصبحت في الأيام نفسها وبالطريقة ذاتها وبالمطاليب عينها تعمّ الشرق الأوسط الإسلامي والعربي بأجمعه و الحمد لله.
إنّ إرادة الله سبحانه شاءت لهذه الشعوب أن تستيقظ. فقد حلّ قرن الإسلام وعصر الشعوب، وسيكون له التأثير على مصير كل البشرية. أما كان تدفّق الشباب والمثقفين في واشنطن ولندن ومدريد وروما وأثِنا بإلهام من ميدان التحرير؟!
لقد عمّت نهضة العودة إلى الإسلام واستعادة العزّة والهويّة والانعتاق أكثر مناطق العالم الإسلامي حساسيّة، وفي كل مكان يرتفع شعار «الله أكبر». الشعوب العربية لم تعد تتحمل الحاكم الدكتاتور وسيطرة العملاء والطواغيت. لقد ضاقت ذرعًا بما تعانيه من فقر وتخلّف وتحقير وعمالة. وجرّبت العلمانية في ظل الاشتراكية والليبرالية والقومية، ورأت أنها جميعاً وصلت إلى طريق مسدود. الشعوب العربية طبعاً ترفض أيضاً التطرف والعنف الطائفي والعودة إلى الوراء، والنعرات المذهبية والسطحية الساذجة المغلَّفة بالإسلام.
انتخابات تونس ومصر وشعارات وتوجّهات الشعوب في اليمن والبحرين وسائر البلدان العربية تدلّ بوضوح أنهم يريدون أن يكونوا مسلمين معاصرين دونما إفراط متعجرف أو تفريط متغرّب، وبشعار «الله أكبر» يريدون ضمن مشروع إسلامي وبالتأليف بين المعنوية والعدالة والتعقّل وبأسلوب السيادة الشعبية الدينية، أن يتحرّروا من قرن من التحقير والاستبداد والتخلّف والاستعمار والفساد والفقر والتمييز. وهذا هو الطريق الصحيح.
ما هي خصائص الأنظمة العربية التي تعرضت لغضب شعوبها؟
إنها معارضة التوجه الديني، والخضوع، والاستسلام والعمالة للغرب.. أي أمريكا وبريطانيا ونظائرهما، والتعاون مع الصهاينة وخيانة القضية الفلسطينية، والتسلط الدكتاتوري الأسَري والوراثي، وفقر العباد وتخلّف البلاد، إلى جانب الثروات الطائلة للعوائل الحاكمة، والتمييز وانعدام العدالة، وفقدان الحرية القانونية والمسائلة القانونية، كل هذه من الخصائص المشتركة لتلك الأنظمة.
حتى التظاهر بالإسلام أو الجمهورية في بعض المواضع لم يستطع أن يخدع الجماهير. هذه أوضح العلامات لمعرفة طبيعة نهضة الشعوب العربية، سواء تلك التي حققت انتصارات كبيرة، أو التي ستحقق ذلك بإذن الله تعالى.
كل ادعاء آخر بشأن طبيعة هذه الثورات التي انطلقت بشعار «الله اكبر» إنما هو تجاهلٌ للواقع من أجل أهداف مبطَّنة وبالتالي لدفع هذه الثورات نحو الانحراف.
هذه الأصول ستكون معياراً لمستقبل هذه الثورات وميزانًا لمدى أصالتها أو انحرافها، فإن الأشياء تُعرف بأضدادها، وتعرف الثورات بضدّيتها للأنظمة التي تزلزلت بفعلها. الثوريون يجب أن يواصلوا حذرهم من افتعال الأهداف الموهومة ومن محاولات تغيير الشعارات.
إنّ الغرب يسعى دون شك إلى أن يبدّل الثورات إلى ثورات مضادّة، ويحاول في النهاية أن يرمّم النظم القديمة بأسلوب جديد، ليبُقي سيطرته على العالم العربي لعشرات أخرى من السنين، وذلك بتفريغ مشاعر الجماهير وبالتقديم والتأخير بين الأصول والفروع، وتغيير صنائعه وإجراء إصلاحات شكلية متصنّعة، والتظاهر بالديمقراطية.
إنّ الغرب خلال عقود اليقظة الإسلامية وخاصة في السنوات الأخيرة بعد أن مُني بهزائم متلاحقة من إيران وأفغانستان حتى العراق ولبنان وفلسطين والآن من مصر وتونس وغيرها، سعى بعد فشله في نهج محاربة الإسلام واللجوء إلى العنف العلني، إلى نهج آخر وهو اصطناع البديل الكاذب والنموذج المزيّف، كي يجعل الإرهاب المعادي للإنسانية بدل العمليات الاستشهادية، و یجعل التعصب والتحجّر والعنف بدل التوجه الإسلامي والجهاد، والتعصب القومي والقبلي بدل الشعور بالانتماء الإسلامي والانتماء إلى الأمة الإسلامية، و یجعل التغرّب والتبعية الاقتصادية والثقافية بدل التطور القائم على أساس الاستقلال، والعَلمانية بدل العِلميّة، والمداهنة بدل العقلانية، والفساد والفوضى بدل الحرية، والدكتاتورية باسم حفظ الأمن والنظام، والروح الاستهلاكية والالتصاق بالأهداف الدنيوية التافهة والبذخ باسم التنمية والرقي، والفقر والتخلف باسم الزهد والمعنوية.
إن ما كان عليه العالم من انقسام إلى قطبين متصارعين حول القوة والثروة وهما الرأسمالية والشيوعية قد انتهى، واليوم فإن الاستقطاب بين مستضعفي العالم بقيادة النهضة الإسلامية وبين المستبكرين بقيادة أمريكا والناتو والصهيونية.
لقد برز إلى الساحة معسكران ولا معسكر ثالثاً لهما.
لا أريد في هذه الفرصة القصيرة أن استغرق في استعراض الماضي وفي تثمين يقظة الشعوب العربية. إننا والعالم بأجمعه دون شك نرنو إلى المنطقة، وننظر بعين التقدير لشعوبها الناهضة من الجزيرة العربية وحتى شمال أفريقيا. لكني أريد أن أتحدث عن الحاضر والمستقبل.
إنني في العام الماضي ومن هذا المنبر في صلاة الجمعة تحدثت إلى الشعب المصري النبيل حين كان ظلّ اللامبارك حسني يثقل على رؤوسهم، واليوم قد بدأت مرحلة جديدة والدكتاتور يمثل أمام المحكمة، وكلنا يحدونا الأمل بمستقبل نهضة مصر العزيزة وسائر العرب النشامى.
أطرح أولاً هذا السؤال: ماهي الأطراف المختلفة الحاضرة في ساحة الثورات؟
إنها طبعاً أولاً: أمريكا والناتو والنظام الصهيوني ومن لفّ لفهم وانخرط معهم في بعض الأنظمة العربية.
وثانياً: الجماهير عامة والشباب.
وثالثاً: الأحزاب والناشطون السياسيون الإسلاميون وغير الإسلاميين.
وما هي مكانة كل واحد من هذه الأطراف وما هي أهدافه؟
الفريق الأول: هم الخاسرون الأصليون في مصر وتونس وفي سائر البلدان الناهضة.
إنّ مشروعية وها هي اليوم موجوديّة القطب الرأسمالي والنموذج الليبرالي الديمقراطي الغربي يتعرض في داخل أوربا وأمريكا أيضاً لخطر الاضمحلال. وأصبحت بلدان هذا المعسكر في وضع يشبه وضع المعسكر الشرقي في الثمانينات من القرن الماضي. فالانهيارات الأخلاقية والاجتماعية، والأزمات الفريدة الاقتصادية، والهزائم العسكرية الكبرى في العراق وأفغانستان ولبنان وغزّة، وسقوط أو تزلزل أكثر النظم الدكتاتورية العميلة التابعة لهم في البلدان المسلمة والعربية، وخاصة فقدانهم مصر، وتعرض الكيان الصهيوني للخطر من الشمال والغرب ومن داخله بشكل لم يسبق له نظير، وانفضاح طبيعة التبعية والذيلية للمنظمات الدولية، والتعامل السياسي والمزدوج مع مسألة الديمقراطية وحقوق الإنسان، ووقوعهم في المواقف المتناقضة والمضطربة والمزدوجة تجاه مسائل ليبيا ومصر والبحرين واليمن. كل ذلك قد عرّض هذه المجموعة الأولى إلى أزمة ثقة عالمية وأزمة عميقة في قدرة اتخاذ القرار.
إنّ هدفهم الأكبر اليوم بعد عجزهم عن قمع الشعوب والسيطرة عليها هو السعي للسيطرة على غرفة قيادة الثورات واختراق الأحزاب الفاعلة، وحفظ ما أمكن من هيكل الأنظمة الفاسدة الساقطة والاكتفاء بالإصلاحات السطحية والمسرحية، وإعادة بناء عملائهم في داخل البلدان الثائرة، ثم اللجوء إلى عمليات تطميع وتهديد. وقد يلجأون في المستقبل إلى الاغتيالات أو شراء ذمم بعض الأفراد والجماعات من أجل وقف عجلة الثورات أو دفعها إلى الخلف، وبثّ اليأس في قلوب الجماهير أو إشغالها بصراعات داخلية بإثارة مسائل فرعية، وإضرام نيران العصبيات القومية والقبلية أو الدينية أو الحزبية واختلاق الشعارات المنحرفة لتغيير الثورات، والتأثير المباشر أو غير المباشر على أذهان الثوريين وألسنتهم، ودفعهم إلى ألاعيب سياسية أو إثارة الفُرقة بينهم ثم توسيع نطاق هذه التفرقة لتشمل فئات الناس، والسعي للمساومة خلف الكواليس مع بعض الخواص بالوعود الكاذبة كالمساعدات المالية وغيرها وغيرها من عشرات الحيل الأخرى مما أشرت إلى نماذج منها من قبل في المؤتمر العالمي للصحوة الإسلامية بطهران.
إنّ بعض الأنظمة التابعة والمحافظة العربية أيضاً تقف إلى جانب أمريكا والناتو، ولو من أجل حفظ كراسيها، وتسعى بكل قواها لإيقاف عجلة الزمن ودفع ثورات المنطقة إلى الوراء أو سوقها نحو طريق مجهول، ورأسمالهم الوحيد في هذه المساعي دولارات النفط، وهدفهم الأساس هزيمة الشعوب في مصر وتونس واليمن والبحرين.. وحفظ ثبات الكيان الصهيوني وضمان بقائه وإنزال الضربة بجبهة المقاومة في المنطقة.
أما المجموعة الثانية والأصلية فهي الشعوب.
ماذا تريد الشعوب؟
أرقام الإحصائيات الأمريكية المكررة في مصر وأكثر البلدان الإسلامية تكشف عن الواقع وتقول لهم: إن ميزان التوجه نحو المساجد والالتزام بالمظاهر الإسلامية ومنها الحجاب والزيّ الإسلامي للمرأة قد ازداد - خلال السنوات الخمس من ألفين وثلاثة إلى ألفين وثمانية- بنسبة أربعين إلى خمس وسبعين بالمائة بين الشعوب من مصر والأردن حتى تركيا وماليزيا وغيرها من البلدان الإسلامية.
كما ازداد ميزان السخط والنفور من أمريكا بمعدل خمس وثمانين بالمائة في البلدان العربية والإسلامية وقد تضاعف الأمل بالنصر والمستقبل بين الشباب خاصة بعد مشاهدة انتصارات شباب حزب الله وحماس في حربي الثلاثة والثلاثين يوماً والإثنين وعشرين يوماً وبعد اندحار وهزيمة أمريكا دونما مكاسب من العراق.
الشخصيات المحبوبة بين شباب مصر، وفق تلك الإحصائيات، هم المجاهدون المسلمون ضد الكيان الصهيوني.
النفرة من الصهيونية، والاهتمامُ بالقضية الفلسطينية والتمسكُ بالعزّة الإسلامية من الخصائص الأصلية للشعوب. خمسٌ وسبعونَ بالمائة من الشعب المصري أدلى بصوته لصالح الشعارات الإسلامية. في تونس أيضاً رفعت الأكثرية هذا اللواء، وفي ليبيا فإن النسبة إن لم تكن أكثر فليست بأقل. والشعوبُ تطلب من مندوبيها ومن الحكومات الجديدة تحقيقَ هذه الأهداف نفسِها أيضاً في المستقبل. الشعب يريد مصرَ عزيزةً كريمة ومحترمة وحرّة، لا يريد مصر كمب ديفيد. لا يريد مصرَ الفقيرةَ والتابعة، لا يريد مصرَ الخاضعةَ لأوامر أمريكا والحليفة لإسرائيل، لا يريد مصرَ متحجرةً ومتطرفةً ولا مصر متغرّبةً وعلمانيةً وتابعة. مصرُ الحرةُ العزيزة والإسلامية والمتطورةُ هي المطلبُ الأساس للشعب والشباب ولا يبغون اصطداماً. جيشُ مصر مع الشعب، وهناك في داخل مصر وخارجها من يريد الوقيعةَ بين الجيش والشعب في المستقبل، على الجميع أن يكونوا على حذر شديد. الجيش المصري سوف لا يتحمّل� نفوذ أمريكا وحلفاء إسرائيل.
كذلك فإن الحديث حين يدور حول التوجه الإسلامي في مصر أو تونس أو ليبيا فإنه إسلام رسول الله (صلى الله عليه وآل وسلم) هذا الإسلام الذي شمل في المدينة أهلَ الذمة من المسيحيين واليهود بالرحمة والأمن، وليس الإسلام بمعنى إثارة الحروب الدينية بين عباد الله، ولا بمعنى الحرب المذهبية والطائفية بين المسلمين. مصر هي مصر دار التقريب بين المذاهب الإسلامية والشيخ شلتوت.
على أهلنا في مصر وتونس وليبيا أن يعلموا أن ما حققوه هو ثورة لم تكتمل، فهم وإن قطعوا خطوات رحبة، فإنهم في بداية طريق ذات الشوكة. العقبات التي أوجدوها أمامنا بعد انتصار الثورة الإسلامية في إيران ولا تزال مستمرة، وقد فشلت بفضل الله ورحمته الواحدة تلو الأخرى، هذه العقبات فاقت مئات المرات ما كان أمامنا قبل سقوط نظام الشاه. لابدّ من التحلّي باليقظة وبدفع عجلة الثورة خطوة فخطوة حتى آخر المراحل ضمن برنامجٍ متوسطِ الأمد وطويلِ الأمد.
نظام طواغيت مصر كان أول حكومة عربية خانت القضية الفلسطينية وفتح الطريق أمام التراجع العربي، حتى أن الأنظمة العربية إلا واحداً – هو سوریا – باعوا فلسطين، واتجهوا إلى مصالحة الصهيونية. إن النظام المصري البائد كان أحد نظامين عربيين هما موضع ثقة أمريكا وإسرائيل. والرئيس الأمريكي المرائي الحالي اختار مصر حسني مبارك ليوجّه رسالة الخداع والنفاق إلى المسلمين، لكن الشعب المصري في ثورته أعلن موقفه بوضوح، وأزال الأوهام من أذهان الجميع.
إن مصر اليوم يجب أن تستعيد دورها في الخط المقدم للدفاع عن القضية الفلسطينية، وأن تسحق بأقدامها معاهدة كمب ديفيد الخيانية وتحرقها. مصر الثورة لم تعد تستطيع أن تغدق بالطاقة والغاز على الكيان المتدهور الإسرائيلي على حساب قوت الشعب المصري ومعاناته.
أما مخاطبنا الثالث فهم الأحزاب والنُخب السياسية في مصر وسائر البلدان الناهضة.
إن المفكرين والمناضلين الإسلاميين في شمال أفريقيا من مصر وتونس وحتى الجزائر والمغرب، وخاصة مصر،كانوا يحتلون مكانة الأبوّة الفكرية للصحوة الإسلامية، ولدعاة وحدة الأمة وعزّتها، ثم لتحرير القدس. أنتم اليوم ترثون دماء آلاف الشهداء وعشرات الآلاف ممن عانوا زنزانات السجون والنفي والتعذيب، وما بذله المجاهدون والمناضلون ممن قدموا التضحيات خلال عقود متوالية في انتظار بزوغ فجر مثل هذه الأيام وهذه الانتصارات.
أيها الإخوة والاخوات. حافظوا على هذه الأمانة الكبرى. الغرور والسذاجة آفتان كبيرتان لمرحلة ما بعد الانتصار الأول. أنتم تتحملون المسؤولية الأكبر في ساحة إقامة النظام وصيانة مكتسبات الشعب وحلّ مشاكل النهضة. القوى العالمية والإقليمية التي نزلت بها الضربة تخامر ذهنَها دون شك أفكار شيطانية من التفكير بالحذف والانتقام إلى مشروع ممارسة المكر والتزلزل والإخافة والتطميع بحقكم، وبالنهایة تفكر في الإطاحة بالثورات وخلق أوضاع أسوأ مما كانت عليه و العیاذ بالله.
إن قراراتكم ومواقفكم وإقداماتكم ستكون لها أبعاد تاريخية، وهذه المرحلة هي «ليلة القدر» في تاريخ بلدانكم.
لا تثقوا بأمريكا والناتو. هؤلاء لا يفكرون بمصالحكم ومصالح شعبكم. وكذلك لا ترهبوهم. فهؤلاء واهون ويزدادون ضعفًا بسرعة. حاكميتهم على العالم الإسلامي كانت فقط نتيجة خوفنا وجهلنا خلال مائة وخمسين عامًا. فلا تعقدوا عليهم الآمال، ولا تخافوهم . اعتمدوا فقط على الله سبحانه و ثقوا فقط بشعبكم . هؤلاء انهزموا في العراق وخرجوا بخفّي حنين. وفي أفغانستان لم يكسبوا شيئًا، وفي لبنان انهزموا أمام حزب الله، وفي غزّة أمام حماس. وها هم الآن ينزلون من صياصيهم في مصر وتونس بيد الشعب. لم يتحقق أي تقدم في برنامجهم. الصنم الغربي قد انهزم مثل الصنم الشيوعي وانهار جدار خوف الشعوب، فاحذروا أن يعيدوا إليكم الشعور بالخوف في المستقبل.
إحذروا ألاعیبهم، وكذلك احذروا ألاعيب الدولارات النفطية لعملاء الغرب وحلفائه من العرب، إذ سوف لا تخرجون بسلام في المستقبل من هذه الألاعيب. إسرائيل زائلة لا محالة ولا ينبغي أن تبقى وسوف لا تبقى بإذن الله تعالى. بدء الانحراف في الثورات الراهنة هو الرضوخ لبقاء الكيان الصهيوني، ومواصلة محادثات الاستسلام التي وضعت أساسها الأنظمة الساقطة.
المطلب الأساس لشعوبكم العودة إلى الإسلام، وهو لا يعني طبعًا العودة إلى الماضي. لو أن الثورات حافظت بإذن الله على طابعها الحقيقي واستمرت ولم تتعرض للتآمر أو الاستحالة، فإن المسألة الأساس لكم هي كيفية إقامة النظام وتدوين الدستور وإدارة شؤون البلاد والثورات. وهذه هي نفسها مسألة إعادة بناء الحضارة ا لإسلامية في العصر الحديث.
في هذا الجهاد الكبير، مهمتكم الأصلية ستكون جبران ما عاناه بلدكم في حقب التخلف، والاستبداد، والابتعاد عن الدين، والفقر، والتبعية، في أقصر مدّة بإذن الله، وستكون كيفية بناء مجتمعكم بتوجّه إسلامي وبأسلوب حاكمية الشعب مع مراعاة العقلانية والعلم، وتتجاوزوا التهديدات الخارجية واحدة بعد أخرى، وكيف تؤسسون «الحرية والحقوق الاجتماعية» بدون الليبرالية، و«المساواة» بدون «الماركسية»، و«النَّظم والانضباط» بدون «الفاشية الغربية». حافظوا على التزامكم بالشريعة الإسلامية التقدمية دون أن تقعوا في جمود وتحجّر، واعرفوا كيف تكونون مستقلين دون أن تنزووا، وكيف تتطورون دون أن تكونوا تابعين، وكيف تمارسون الإدارة العلمية دون أن تكونوا علمانيين ومحافظين.
تجب إعادة قراءة التعاريف وإصلاحها. الغرب يقترح عليكم نموذجين: «الإسلام التكفيري» و«الإسلام العلماني»، وسوف يواصل التلويح بذلك كي لا يستقوي الإسلام الأصولي المعتدل والعقلاني بين ثورات المنطقة. استعيدوا تعريف الكلمات مرة أخرى وبدقّة.
إذا كانت «الديمقراطية» بمعنى الشعبية والانتخابات الحرة في إطار أصول الثورات فلتكونوا جميعاً ديمقراطيين. وإذا كانت بمعنى السقوط في شراك الليبرالية الديمقراطية التقليدية ومن الدرجة الثانية فلا يكن أحد ديمقراطياً.
و«السلفية» إذا كانت تعني العودة إلى أصول القرآن والسنة والتمسك بالقيم الأصيلة ومكافحة الخرافات والانحرافات وإحياء الشريعة ورفض التغرّب فلتكونوا جميعًا سلفيين، وإذا كانت بمعنى التعصّب والتحجّر والعنف في العلاقة بين الأديان أو المذاهب الإسلامية فإنها لا تنسجم مع روح التجديد والسماحة والعقلانية التي هي من أركان الفكر والحضارة الإسلامية، بل ستكون داعية لرواج العلمانية والتخلّي عن الدين.
كونوا متشائمين من الإسلام الذي تطلبه واشنطن ولندن وباريس، سواء من النوع العَلماني المتغرّب، أو من نوعه المتحجّر والعنيف. لا تثقوا بإسلام يتحمّل الكيان الصهيوني لكنه يواجه المذاهب الإسلامية الأخرى دونما رحمة، ويمدّ يد الصلح تجاه أمريكا والناتو لكنه يعمد في الداخل إلى إشعال الحروب القبلية والمذهبية. وراء هذا الإسلام من هم أشداء على المؤمنين رحماء بالكافرين.
كونوا متشائمين من الإسلام الأمريكي والبريطاني إذ إنه يدفعكم إلى شَرَك الرأسمالية الغربية والروح الاستهلاكية والانحطاط الأخلاقي.
في العقود الماضية كانت النخب وكذلك الحكام يفخرون بمقدار قوة تبعيتهم لفرنسا وبريطانيا وامريكا أو الاتحاد السوفيتي السابق، وكانوا يفرون من النموذج الإسلامي، والأمر اليوم على عكس ذلك.
اعلموا أن الغرب سيكون في صدد الانتقام.. الانتقام الاقتصادي والعسكري والسياسي والإعلامي.
لو أن شعوب مصر وتونس وليبيا وغيرها من الشعوب واصلت طريقها نحو الله بإذن الله فمن الممكن أن تتعرض لهذه التهديدات.
وأما الكلام الأخير، فهو إعلان استعداد الجمهورية الإسلامية والشعب الإيراني الكبير لخدمتكم والتعاون معكم و خدمة بعضنا البعض.
الثورة الإسلامية الإيرانية هي التجربة الإسلامية الأكثر نجاحًا في العصر الحديث على صعيد إعادة الثقة بالنفس إلى الجماهير، وإعادة الثقة إلى النخب بالجماهير، وعلى صعيد رفض أسطورة القوة التي لا تقهر للأنظمة الطاغوتية وأربابها، وفي ساحة كسر غرور الشيوعية والرأسمالية، وتقديم نماذج فاعلة للتطورات الكبرى في البلاد، مع حفظ سيادة الشعب والدفاع عن القيم الأساسية.
أیها الإخوة و الأخوات، لسنوات يوجهون إليكم أكاذيب بشأن إخوتکم الإیرانیین، والحقيقة بشأن إيران الإسلام هي هذه التي أبينها لكم:
ثورتنا حقّقت انتصارات في العقود الثلاثة الأخيرة، وكانت لها نقاط ضعف أيضًا. لكن أية نهضة إسلامية في العالم بعد سيطرة الغرب والشرق على المسلمين في القرن الماضي لم تتقدم إلى هذا الحد ولم تتجاوز كل هذه الموانع.
لنا معكم أيها الإخوة حديث طويل في المستقبل إن شاء الله. في الإعلام الرأسمالي وأبواق الصهيونية العالمية «إيران» متهمة بالإرهاب ،وما ذلك إلا لأنها رفضت أن تترك الإخوة العرب في فلسطين ولبنان والعراق لوحدهم وأن تعترف بالمحتلين، والحال أننا أكبر ضحية للإرهاب في العالم، وهذا الإرهاب لا يزال مستمرًا بحقنا.
لو أن الثورة الإسلامية والجمهورية الإسلامية قد تركت الإخوة المظلومين في أفغانستان والبوسنة ولبنان والعراق وفلسطين لشأنهم كما فعلت سائر الحكومات المتظاهرة بالإسلام، ولو كنا مثل أكثر الأنظمة العربية التي خانت القضية الفلسطينية، قد آثرنا السكوت وطعنّا من الخلف، لما وصمونا بمساندة الإرهاب والتدخل. نحن نفكر بتحرير القدس الشريف وكل الأرض الفلسطينية،هذه هي الجريمة الكبرى التي يرتكبها الشعب الإيراني والجمهورية الإسلامية!!
إنهم يتحدثون عن التمدد الإيراني والشيعي، بينما لم نعتبر الثورة الإسلامية إطلاقًا شيعية صرفة أو قومية وإيرانية، ولن نعتبرها كذلك أبدًا. خلال العقود الثلاثة ما دفعنا ثمنه وتعرضنا من أجله للتهديد إنما هو توجهنا الإسلامي وانتماؤنا إلى الأمة الإسلامية وشعار الوحدة والتقريب المذهبي والحرية والعزّة للمسلمين جميعًا من شرق آسيا حتى عمق أفريقيا وأوربا.
إيران الإسلام قطعت خطوات رحبة فريدة في ساحة العلم والتقانة والحقوق الاجتماعية والعدالة الاجتماعية والتنمية والصحة وتأمين كرامة المرأة وحقوق الأقليات الدينية وغيرها من الساحات. ونحن نعرف أيضاً مواضع ضعفنا وبعون الله وقوته نعمل على علاجها إن شاء الله.
معادلة المقاومة في المنطقة قد تغيرت بمساعدة الجمهورية الإسلامية، وارتقاء الحجر في يد الفلسطينيين إلى «صاروخ في جواب الصاروخ» في غزة وسائر فصائل المقاومة الإسلامية أمام المحتلين.
إيران لا تستهدف نشر التوجّه الإيراني أو الشيعي بين المسلمين. إيران تنهج طريق الدفاع عن القرآن والسنة وإحياء الأمة الإسلامية. الثورة الإسلامية تعتقد أن مساعدة المجاهدين من أهل السنّة في منظمات حماس والجهاد، والمجاهدين الشيعة في حزب الله و أمل واجبًا شرعيًا وتكليفًا إلهيًا دونما تمييز بين هذا وذاك. وحكومة إيران تعلن بصوت مرتفع قاطع أنها تؤمن بنهضة الشعوب (لا بالإرهاب)، وبوحدة المسلمين (لا بالغلبة والتناحر المذهبي)، وبالأخوة الإسلامية (لا بالتعالي القومي والعنصري)، وبالجهاد الإسلامي (لا بالعنف تجاه الآخر)، وهي ملتزمة بذلك إن شاء الله.
أسأل الله سبحانه أن يمنَّ على كل الشعوب المسلمة بالسعادة والسؤدد، وأن يوفقنا لفهم مسؤولياتنا الثقيلة والنهوض بها، وأن نعلم بيقين أن الله غالب على أمره.
عباد الله اتقوا الله وكونوا للظالم خصماً وللمظلوم عوناً.أقول قولي هذا وأستغفر الله لي ولكم.
بسم الله الرحمن الرحیم.. إذا جاء نصر الله و الفتح و رأیت الناس یدخلون في دین الله أفواجاً فسبّح بحمد ربّک و استغفره إنه کان تواباً.
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
جهان ٰ علی روزگار ٰ سید و سالار امام خامنه ای
اقامه میگردد.
راستی سخنان آقا مثل همیشه مهم اند ولی فکر
کنم این سخن به خاطر دهه فجر ٰ انتخابات و بیداری
اسلامی خیلی مهم باشند پس آماده باشیم ببینیم امام
چه میفرمایند.
برچسبها: نماز جمعه, انتخابات, امام خامنه ای, سخنان, بیداری اسلامی
الحمد للَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّد المرسلين و سيّد الخلق اجمعين سيّدنا و نبيّنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على ءاله الطّيّبين و صحبه المنتجبين و من تبعهم باحسان الى يوم الدّين.
خوشامد عرض ميكنم به همهى شما ميهمانان عزيز، جوانان عزيز، حاملان بشارتهاى بزرگ براى آيندهى امت اسلامى. هر كدام از شما، حامل يك بشارت بزرگ هستيد. وقتى جوان در يك كشورى بيدار شد، اميد به بيدارىهاى عمومى در آن كشور افزايش پيدا ميكند. امروز جوانهاى ما در سرتاسر جهان اسلام بيدار شدهاند. اين همه دام مقابل پاى جوانها قرار داده شده، اما جوان مسلمان و غيور و بلندهمت، از اين گرفتارىها خودش را نجات داده. شما مىبينيد در تونس، در مصر، در ليبى، در يمن، در بحرين چه اتفاق افتاد؛ در بقيهى كشورهاى اسلامى چه حركتى به وجود آمده. اينها همه بشارت است.
آنچه كه من به شما جوانان عزيز و فرزندان خودم عرض ميكنم، اين است كه بدانيد امروز تاريخ جهان، تاريخ بشريت، بر سر يك پيچ بزرگ تاريخى است. دوران جديدى در همهى عالم دارد آغاز ميشود. نشانهى بزرگ و واضح اين دوران عبارت است از توجه به خداى متعال و استمداد از قدرت لايزال الهى و تكيهى به وحى. بشريت از مكاتب و ايدئولوژىهاى مادى عبور كرده است. امروز نه ماركسيسم جاذبه دارد، نه ليبرالدموكراسى غرب جاذبه دارد - مىبينيد در مهد ليبرالدموكراسى غرب، در آمريكا، در اروپا چه خبر است؛ اعتراف ميكنند به شكست - نه ناسيوناليستهاى سكولار جاذبهاى دارند. امروز در ميان امت اسلامى، بيشترين جاذبه متعلق است به اسلام، به قرآن، به مكتب وحى؛ كه خداى متعال وعده داده است كه مكتب الهى و وحى الهى و اسلام عزيز ميتواند بشر را سعادتمند كند. اين يك پديدهى بسيار مبارك و بسيار مهم و پرمعنائى است.
امروز در كشورهاى اسلامى عليه ديكتاتورىهاى وابسته قيام شده است؛ اين مقدمهاى است براى قيام عليه ديكتاتورى جهانى و ديكتاتورى بينالمللى، كه عبارت است از ديكتاتورى شبكهى فاسد و خبيث صهيونيستى و قدرتهاى استكبارى. امروز استبداد بينالمللى و ديكتاتورى بينالمللى متجسم است در ديكتاتورى آمريكا و پيروان آمريكا و شبكهى شيطانى و خطرناك صهيونيستى. امروز اينها با روشهاى مختلف و با ابزارهاى گوناگون در همهى دنيا دارند ديكتاتورى ميكنند. آنچه شما در مصر انجام داديد، در تونس انجام داديد، در ليبى انجام داديد، در يمن داريد انجام ميدهيد، در بحرين داريد انجام ميدهيد، در كشورهاى ديگر انگيزهى آن بشدت به وجود آمده است، جزئى از مبارزهى با اين ديكتاتورى خطرناك و مضرى است كه دو قرن است دارد بشريت را فشار ميدهد. اين پيچ تاريخىاى كه گفتم، عبارت است از تحول از سيطرهى چنين ديكتاتورىاى به آزادى ملتها و حاكميت ارزشهاى معنوى و الهى؛ اين پيش خواهد آمد؛ استبعاد نكنيد.
اين وعدهى الهى است كه: «و لينصرنّ اللَّه من ينصره».(1) خداى متعال تأكيد ميكند كه اگر او را نصرت كرديد، شما را نصرت خواهد كرد. ممكن است در نگاه عادى و مبتنى بر محاسبات مادى، بعيد به نظر بيايد؛ اما خيلى از چيزها بعيد به نظر مىآمد و اتفاق افتاد. شما در يك سال و دو سه ماه قبل از اين آيا فكر ميكرديد كه طاغوت مصر اينجور ذليل شود و از بين برود؟ اگر آن روز به كسانى گفته ميشد كه رژيم وابستهى فاسدِ مبارك ساقط خواهد شد، بسيارى استبعاد ميكردند؛ اما اتفاق افتاد. اگر كسى دو سال قبل از اين ادعا ميكرد كه در شمال آفريقا اين حوادث عجيب به وقوع خواهد پيوست، اكثر باور نميكردند. اگر كسى ميگفت كه در كشورى مثل لبنان، يك گروه جوانِ مؤمن خواهند توانست رژيم صهيونيستى و ارتش مجهز صهيونيستى را شكست بدهند، كسى باور نميكرد؛ اما اينها اتفاق افتاد. اگر كسى ميگفت كه نظام جمهورى اسلامى با اين همه دشمنى كه از شرق و غرب عليه او اعمال ميشد، خواهد توانست سى و دو سال مقاومت كند و روزبهروز قوىتر شود و جلوتر برود، كسى باور نميكرد؛ اما اتفاق افتاد. «وعدكم اللَّه مغانم كثيرة تأخذونها فعجّل لكم هذه و كفّ ايدى النّاس عنكم و لتكون ءاية للمؤمنين و يهديكم صراطا مستقيما».(2) اين پيروزىها آيت الهى است؛ اينها نشانههائى از قدرت فائقهى حق است كه خداى متعال دارد به ما نشان ميدهد. آن وقتى كه مردم به ميدان بيايند، آن وقتى كه ما موجودى خودمان را وارد ميدان كنيم، نصرت الهى قطعى است. خداى متعال راه را هم به ما نشان ميدهد؛ «والّذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا».(3) خدا، هم هدايت ميكند، هم كمك ميكند، هم به اهداف عالى ميرساند؛ شرطش اين است كه ما در ميدان باشيم.
آنچه تا امروز پيش آمده است، بسيار بزرگ است. دويست سال غربىها با كمك پيشرفتهاى علمىِ خودشان بر امت اسلامى حكمرانى كردند؛ كشورهاى اسلامى را تصرف كردند؛ بعضى را مستقيماً، بعضى را غيرمستقيم به كمك ديكتاتورهاى محلى. انگليس، فرانسه و در منتهاى كار، آمريكا - كه شيطان بزرگ است - بر امت اسلامى تسلط پيدا كردند. هرچه توانستند، امت اسلامى را تحقير كردند؛ غدهى سرطانى صهيونيسم را در قلب خاورميانه - اين منطقهى حساس - كاشتند و او را از همه جهت تقويت كردند و مطمئن بودند كه مقاصد و سياستهاشان در اين منطقهى بسيار مهم عالم تأمين شده است. اما همت ايمانى، همت اسلامى، حضور مردمى، همهى اين خوابهاى باطل را از بين برد؛ همهى اين اهداف را متوقف كرد.
امروز استكبار جهانى در مقابل بيدارى اسلامى احساس ناتوانى ميكند. شما غالبيد، شما پيروزيد، آينده مال شماست. كارى كه انجام گرفته است، كار بسيار بزرگى است؛ اما اين پايان كار نيست - مهم اين است - اين شروع است، اين آغاز است. ملتهاى مسلمان بايد مجاهدت را ادامه بدهند تا بتوانند دشمن را از ميدانهاى گوناگون ازاله كنند.
مبارزه، مبارزهى همتها و عزمها و ارادههاست. هر طرف ارادهى قوىترى داشته باشد، او غالب است. آن كسى كه دلش متكى به خداى متعال است، او غالب است. «ان ينصركم اللَّه فلا غالب لكم»؛(4) اگر نصرت خدائى را به دست بياوريد، هيچ كس بر شما غلبه نخواهد كرد؛ شما پيش خواهيد رفت. ما ميخواهيم ملتهاى مسلمان كه تشكيلدهندهى امت بزرگ اسلامىاند، آزاد باشند، مستقل باشند، عزيز باشند، تحقير نشوند؛ با احكام مترقى و متعالى اسلام، زندگى خودشان را سامان بدهند؛ و اسلام ميتواند. در طول ساليان دراز، ما را از لحاظ علمى عقب نگه داشتند؛ فرهنگ ما را پامال كردند، استقلال ما را از بين بردند. امروز ما بيدار شدهايم. ما ميدانهاى علم را هم يكى پس از ديگرى تصرف خواهيم كرد.
وقتى جمهورى اسلامى در سى سال قبل تشكيل شد، دشمنان ميگفتند انقلاب اسلامى به پيروزى رسيد، اما قادر نيست ميدانهاى زندگى را يكى پس از ديگرى مديريت كند، و عقب خواهد نشست. امروز جوانان ما به بركت اسلام توانستهاند كارهاى بزرگى را در عرصهى علم انجام بدهند كه در گذشته هرگز به فكر خود آنها هم نميرسيد. امروز به بركت توكل به خداى متعال، جوان ايرانى كارهاى بزرگ علمى را انجام ميدهد: اورانيوم را غنىسازى ميكند، سلولهاى بنيادى را توليد ميكند و پرورش ميدهد، در زيستفناورى قدمهاى بلند برميدارد، به فضا دست مىاندازد؛ همه به بركت توكل به خداى متعال و با شعار «اللَّهاكبر». ...(5)
ما توانائىهاى خودمان را دستكم نگيريم. از بزرگترين آفتهائى كه فرهنگ غربى بر كشورهاى اسلامى وارد كرد، دو تصور غلط و انحرافى بود: يكى تلقين و تزريق ناتوانى ملتهاى مسلمان؛ باوراندند كه از شما كارى برنمىآيد؛ نه در ميدان سياست، نه در ميدان اقتصاد، نه در ميدان علم؛ گفتند شما ضعيف هستيد. ما كشورهاى اسلامى دهها سالِ طولانى در اين باور غلط باقى مانديم و عقب مانديم. تلقين دوم و باور دومى كه به ما تزريق كردند، بىنهايت بودن و غير قابل شكست بودن قدرت دشمنان ماست. اينجور تفهيم كردند كه آمريكا را كه نميشود شكست داد، غرب را كه نميشود به عقبنشينى وادار كرد؛ مجبوريم در مقابل اينها تحمل كنيم.
امروز براى ملتهاى مسلمان عينى شده است كه اين هر دو باور، غلط اندر غلط است. ملتهاى مسلمان ميتوانند پيش بروند؛ ميتوانند مجد و عظمت اسلامى را كه يك روز در اوج افتخار و در قلهى درخشندگى علمى و سياسى و اجتماعى قرار داشتند، تجديد كنند و دشمن مجبور است در ميدانهاى متعددى عقبنشينى كند.
اين قرن، قرن اسلام است. اين قرن، قرن معنويت است. اسلام عقلانيت را و معنويت را و عدالت را با يكديگر به ملتها هديه ميدهد؛ اسلامِ عقلانيت، اسلامِ تدبر و تفكر، اسلامِ معنويت، اسلامِ توجه و توكل به خداى متعال، اسلامِ جهاد، اسلامِ كار، اسلامِ اقدام؛ اينها تعاليم خداى متعال و تعاليم اسلامى است به ما.
آنچه امروز مهم است، اين است كه دشمن در مقابل ضربهاى كه در مصر و تونس و ليبى و بقيهى كشورهاى منطقه كموبيش بر او وارد آمده است، مشغول طراحى و توطئهچينى است. بايد متوجه توطئههاى دشمن بود. بايد مراقب بود انقلابهاى مردم را از آنها نربايند، راهها را منحرف نكنند. از تجربههاى ديگران استفاده كنيد. دشمن كارهاى زيادى ميكند براى اينكه انقلابها را منحرف كند، براى اينكه حركتها را خنثى كند، براى اينكه مجاهدتها و خونهاى ريختهشده را ناكام كند؛ بايد مراقب بود، بايد هوشيار بود. شما جوانها موتور اين حركتها هستيد؛ هوشيار باشيد، متوجه باشيد.
ما در اين سى و دو سال تجربيات زيادى داريم. سى و دو سال است كه ما با دشمنىها معارضه كردهايم، ايستادگى كردهايم و بر دشمنىها فائق آمدهايم. ...(6) هيچ توطئهاى نبوده است كه غرب و آمريكا بتوانند عليه جمهورى اسلامى انجام بدهند و انجام نداده باشند. هر كارى نكردند، چون نميتوانستند. هر كارى توانستند، كردند و در همهى مراحل توى دهنشان خورده است و شكست خوردهاند. ...(7) بعد از اين هم همين جور خواهد بود. بعد از اين هم در همهى توطئهها عليه جمهورى اسلامى شكست خواهند خورد؛ اين وعدهى الهى است به ما، و ما شك نداريم.
ما در صدق وعدهى الهى ترديد نميكنيم. ما به خداى متعال سوءظن نداريم. خداى متعال ملامت ميكند كسانى را كه به او سوءظن دارند؛ «و يعذّب المنافقين و المنافقات و المشركين و المشركات الظّانّين باللَّه ظنّ السّوء عليهم دائرة السّوء و غضب اللَّه عليهم و لعنهم و اعدّ لهم جهنّم و سائت مصيرا».(8) وعدهى خداى متعال، وعدهى صادق است. ما چون وارد ميدانيم، داخل عرصهى مبارزه هستيم - ملت ايران همهى امكانات خود را وارد عرصه كرده است - بنابراين نصرت الهى قطعى است. در همهى كشورهاى ديگر هم همين جور است. منتها بايد هوشيار باشيم. همهى ما بايد هوشيار باشيم. همهى ما بايستى متوجه مكائد دشمنان باشيم. دشمن سعى ميكند حركتها را خنثى كند، اختلاف ايجاد كند.
امروز نهضت اسلامى در دنياى اسلام شيعه و سنى نميشناسد؛ شافعى و حنفى و جعفرى و مالكى و حنبلى و زيدى نميشناسد؛ عرب و فارس و بقيهى قوميتها را نميشناسد؛ در اين ميدان عظيم، همه هستند. سعى كنيم دشمن بين ما تفرقه نيندازد. همه با هم احساس برادرى كنيم، هدف را مشخص كنيم. هدف، اسلام است؛ هدف، حكومت قرآنى و اسلامى است. البته بين كشورهاى اسلامى مشتركاتى وجود دارد، تمايزهائى هم وجود دارد. هيچ الگوى واحدى براى همهى كشورهاى اسلامى وجود ندارد. در كشورهاى مختلف، شرائط جغرافيائى، شرائط تاريخى، شرائط اجتماعى مختلف است؛ اما اصول مشتركى وجود دارد: همه با استكبار دشمنيم، همه با تسلط و سيطرهى خباثتآميز غرب مخالفيم، همه با وجود غدهى سرطانى اسرائيل مخالفيم. ...(9)
هر جائى كه احساس بشود كارى دارد انجام ميگيرد كه به نفع اسرائيل است، به نفع آمريكاست، آنجا بايد هوشيار باشيم؛ بدانيم اين حركت، حركت بيگانه است؛ حركت غريبه است؛ حركت خودى نيست. آنجائى كه حركت، يك حركت اسلامى و ضد صهيونيستى و ضد استكبارى و ضد استبدادى و ضد فساد است، آنجا حركت، حركت درستى است؛ آنجا همه با هم خودى هستيم؛ ديگر شيعه هستيم، سنى هستيم، از اين كشوريم، از آن كشوريم، تفاوت نميكند. بايد همه يكجور فكر كنيم.
ببينيد امروز - اين يك مثالِ پيشپاافتاده و جلوى چشم است - تمام دستگاههاى رسانهاى دنيا سعيشان بر اين است كه مردم بحرين و حركت بحرين را در انزوا قرار بدهند. داعى بر اين كار چيست؟ چون مسئله، مسئلهى شيعه و سنى است. ميخواهند اختلاف ايجاد كنند، ميخواهد تمايز و خطكشى به وجود بياورند. بين آن مسلمانان و مؤمنينى كه به اين مذهب يا آن مذهب اسلامى گرايش دارند، تفاوتى وجود ندارد. وجه مشترك همه، اسلام است. وجه مشترك همه، امت اسلامى است؛ وحدت امت اسلامى است. ...(10) رمز پيروزى و تداوم حركت، توكل به خدا، حسنظن به خدا، اعتماد به خداى متعال و حفظ وحدت و پيوستگى است.
عزيزان من! فرزندان من! مواظب باشيد دشمن حركت شما را متوقف نكند. خداى متعال در دو جاى قرآن به پيغمبرش ميفرمايد: «فاستقم كما امرت»،(11) «و استقم كما امرت»؛(12) استقامت كن. استقامت يعنى ايستادگى كردن، ادامه دادن، راه را دنبال كردن، متوقف نشدن؛ اين رمز كار است.
بايد پيش برويم. اين حركت، حركت موفقى است؛ چون آفاق روشنى دارد. افق، روشن است. آينده، آيندهى بسيار روشنى است. آن روزى خواهد رسيد كه امت اسلامى به حول و قوهى الهى در اوج اقتدار و استقلال قرار بگيرد ...(13) ملتهاى مسلمان با حفظ خصوصيات خود، تمايزهاى خود، در زير چتر واحد دعوت الىاللَّه و الىالاسلام قرار بگيرند؛ همه با هم باشند. آن وقت است كه امت اسلامى عزت خود را پيدا خواهد كرد.
ما در كشورهاى خودمان منابع زيرزمينى داريم، مناطق راهبردى و استراتژيك داريم، امكانات طبيعىِ فراوان داريم، انسانهاى برجسته داريم، نيروهاى انسانىِ پيشرفته و بااستعداد داريم؛ بايستى همت كنيم. خداى متعال هم انشاءاللَّه به اين همت بركت خواهد داد.
من به شما جوانها بگويم، آينده مال شماست. شما جوانها به حول وقوهى الهى و باذناللَّه آن روز را خواهيد ديد و انشاءاللَّه افتخارات خودتان را به نسلهاى بعد از خودتان تحويل خواهيد داد.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
1) حج: 40
2) فتح: 20
3) عنكبوت: 69
4) آلعمران: 160
5) نداى تكبير
6) نداى تكبير و شعار «لبيك يا خامنهاى»
7) شعار «الموت لأمريكا»
8) فتح: 6
9) شعار «الموت لاسرائيل»
10) نداى تكبير و شعار «وحدة وحدة اسلامية»
11) هود: 112
12) شورى: 15
13) شعار «هيهات منّا الذّلة»
البته مطمئنآ باید انصاف داشت و نقد پذیر بود ولی آن چیزی که از سخنان آقای افروغ بدست می آید و شکی در نادرست بودن خیلی از آنها نیست مورد توجه و تشویق و هیجان بیگانگان و منافقین انقلاب اسلامی قرار گرفته است .منظور آقای افروغ کدام گفتمان است که درون گفتمانی بحث میکند ٰ آداب نقد و تحلیل در مورد موضوعات و مکان و زمان هر یک کجاست ؟ چهارچوب بحث و اساس و خط قرمزها کجاست ؟
خوب ٰ همه این ها به اینجا میرسد که آقای افروغ روشنفکر با آن همه ادعا که در برنامه در موردش صحبت کرده بودند به کسانی که حرف ایشان را سبب شادمانی ضد انقلاب میدانند و به حق نیز چنین است توهین میکنند.
چه شد ؟
مدارا و سهل گیری و آزاد اندیشی اسلامی باید وجود داشته باشد ولی مداحنه و تولرانس در برابر ارزش ها و مبانی اسلامی قابل پذیرش نیست.
صدا و سیما هم باید دقت میکرد .
باید توجه داشته باشیم که نسبت به اعتقادات و و بر سر ارزش ها و احکام اسلامی مسالحه کردن اشتباه است و گناه نابخشودنی
در انتقادات اینچنینی باید به دشمن توجه داشت رهبری که منصوب الهی است و اعلم و عادل است و معصیت نمیکند و دارای قداست خاصی میباشند . انتقاد ها بر پایه ظن نباشد ولی آقای افروغ به صورت غیر مستقیم حملاتی به نظام و ولی فقیه میکنند
فرض است بر برادرانی که نقد های خوبی برای دفاع از ارزش ها به سخنان افروغ و افراد مختلف میکنند بر سر اصول و مبنا و چهارچوب اسلام و نظام اسلامی سست نشوند و محکم در برابر انحرافات و التقاطات ونظرات دشمن شادکنو..بایستند
مطالعه کتاب آفتاب ولایت از 12 بهمن که مصادف با
شهادت امام حسن عسکری ع و آغاز امامت ولی عصر
عج میباشد به صورت دسته جمعی شروع میشود .
برای ثبت نام در قسمت نظرات اعلام آمادگی
کنید.
اگر وبلاگ دارید حتمآ آن را بنویسید.
ایمیل خود را بنویسید.
تقریبآ 200 صفحه کامل برای مطالعه موجود است که به علت زیبا
یی و روان بودن سخنرانی های علامه بزرگوار هر روز 7 صفحه
مطالعه گردد مناسب است
مدت زمان 30 روز
در این 30 روز نکات هر فصل و سوالات طراحی شده از آن در
وبلاگ قرار میگیرد
.
آغاز چهار شنبه 12 بهمن
پایان جمعه 12اسفند
12۱۲اسفند مصادف است با انقراض حکومت بنی
امیه به امید ظهور حضرت و نابودی تمام
حکومت های بنی امیه ای عالم
.
وبلاگ وسیله ارتباطی با شماست
شماره تلفن زیر فقط برای پیامک
:
009118598069
گروه یالثارات الحسین ع
امام علی ع : آه که چه مشتاق دیدارش هستم
کتاب : آفتاب ولایت
مولف : علامه مصباح یزدی
ناشر : انتشارات موسسه آموزشی و پِژوهشی امام
خمینی ره
تحقیق و نگارش : محمد باقر حیدری
موسسه : بلوار امین شهر مقدس قم.بلوار جمهوری اسلامی
تعداد صفحات 240
مطالب
:
5منشور محبت
4منظومه ولایت
مهدی باوری و آثار
یاوران امام زمان عج
فلسفه غیبت
وظیفه شیعیان در دوران غیبت
آسیب شناسی اهداف امام زمان عج بعضی از سر فصل ها :
بزرگترین موانع در برابر اهداف امام زمان عج :
1-روح خودسری و هوا پرستی مردم
2-به خطر افتادن مقام قدرتمندان و ثروتمندان
3-ظهور گرایش های مادی در پیراوان
4-دین فروشی دانشمندان
..............................................................
ویژگی های یاران امام زمان (عج):
1-قدرت والای روحی
2-بردباری
3-طلب امرزش و استقامت و یاری
4-رابطه عاشقانه با پروردگار
5-فروتنی در برابر مومنان و گردن فرازی در مقابل کافران
6-نهراسیدن از سرزنش ها
..................................
وظیفه ما در آخر الزمان
جمکران جذبه گاه ولایت
طول عمر ولی عصر عج
راههای تقویت رابطه ولایی با ولی عصر عج
مقام های امام زمان عج
ضرورت شناخت امام عصر عج




صوت

